راهنمای صوتی
زیر گنبد مرکزی بایستید و بگذارید چشمانتان تنظیم شود.
زیر گنبد مرکزی بایستید و بگذارید چشمانتان تنظیم شود. نور اینجا متفاوت از هر جای دیگری حرکت میکند - از طریق چهل پنجره در پایه گنبد فیلتر میشود و با برخورد به سنگ مرمر و طلا که تقریباً هزار و ششصد سال قدمت دارد، ملایم میشود. هوا با تاریخ غلیظ و تقریباً ملموسی آمیخته است.
این ساختمان چیزهای زیادی بوده است. امپراتور ژوستینین دستور ساخت آن را در سال ۵۳۷ به عنوان بزرگترین کلیسای جامع مسیحیت صادر کرد و گفته میشود وقتی درها باز شدند، زمزمه کرد: "سلیمان، من از تو پیشی گرفتم." به مدت نه قرن، این بنا به عنوان قلب قسطنطنیه بیزانس، بزرگترین فضای محصور جهان، پابرجا بود. به نظر میرسید گنبد شناور است - و هنوز هم هست - که با یک ترفند مهندسی که اروپای قرون وسطی را گیج کرده بود، در هوا معلق نگه داشته شده است. چهار ستون عظیم، وزن را از طریق آویزها، آن انتقالهای مثلثی منحنی که اجازه میدهند یک گنبد دایرهای روی یک پایه مربع قرار گیرد، به پایین حمل میکنند. هیچ کس قبلاً چیزی شبیه به آن نساخته بود.
در سال ۱۴۵۳، پس از فتح عثمانی، سلطان محمد دوم از همین درها عبور کرد و دستور داد ساختمان به مسجد تبدیل شود. منارهها در بیرون سر به فلک کشیدند. محراب و منبر در داخل، با زاویهای به سمت مکه، نمایان شدند. موزاییکهای مسیحی گچکاری شدند، نه اینکه تخریب شوند - و به مدت پانصد سال زیر گچ سفیدکاری حفظ شدند. عثمانیها میدانستند چه چیزی را به ارث بردهاند. آنها مدالهای چوبی عظیمی را که نامهای الله، محمد و خلفای اولیه بر روی آنها حک شده بود، اضافه کردند، هر دیسک هشت متر قطر داشت و مانند اجرام آسمانی در شبستان آویزان بود.
اکنون به گنبد نگاه کنید. چهل و هشت متر بالاتر از کف قرار دارد، تقریباً به ارتفاع یک ساختمان پانزده طبقه، و سی و یک متر قطر دارد. گنبد اصلی در زلزلهای در سال ۵۵۸، تنها بیست سال پس از تکمیل، فرو ریخت. گنبد جایگزین، که در سال ۵۶۲ به پایان رسید، کمی بلندتر است و از آن زمان تاکنون پابرجا مانده و از لرزشهای بیشماری جان سالم به در برده است. میتوانید تعمیرات را ببینید - آجرهای تیرهتر، سنگهای ناهمگون، زخمهای انباشته شده پانزده قرن. بیزانسیها برای ماندگاری میساختند، اما همچنین برای تعمیر نیز میساختند.
به سمت محراب بروید و موزاییکهایی را که باقی ماندهاند مطالعه کنید. مجسمه مریم مقدس و کودک بالای محراب مربوط به قرن نهم است که پس از دوره شمایلشکنی، زمانی که تصاویر مذهبی در سراسر امپراتوری ممنوع و نابود شدند، بازسازی شده است. در گالریهای بالایی - در صورت اجازه جمعیت میتوانید از آنجا بالا بروید - پرترههایی از امپراتوران و ملکهها را خواهید دید که به مسیح هدیه میدهند. تکههای طلا نور را در زاویههایی جذب میکنند که طوری طراحی شدهاند که هنگام عبور از کنارشان برق بزنند، گویی چهرهها نفس میکشند. موزاییککاران بیزانسی هر مکعب کوچک شیشه را با کمی شیب، نه صاف، قرار دادهاند تا سطح هرگز ثابت به نظر نرسد.
این ساختمان در سال ۱۹۳۴ در زمان جمهوری جدید ترکیه به موزه تبدیل شد، اقدامی عمدی برای سکولاریزاسیون. عناصر مسیحی و اسلامی در کنار هم قابل مشاهده بودند - یک نسخه خطی معماری. در سال ۲۰۲۰، این بنا دوباره به عنوان مسجد مورد استفاده قرار گرفت، اگرچه بازدیدکنندگان از هر پیشینهای هنوز هم در خارج از زمان نماز خوشامد میگویند. فرشها اکنون کف مرمر را پوشاندهاند و از سنگ محافظت میکنند اما الگوهای فرقهای اپوس، منبتکاریهای هندسی پیچیده از پورفیری و ورد آنتیکو را که زمانی یک سنگفرش درخشان را تشکیل میدادند، پنهان میکنند.
به آرامی از راهروهای کناری عبور کنید. به ستونها توجه کنید - بیش از صد ستون، که از معادن سراسر امپراتوری به اینجا آورده شدهاند. سنگ مرمر سبز از تسالی. سنگ پورفیری بنفش از مصر. سنگ مرمر سفید پروکونزی از جزیرهای در دریای مرمره. سرستونها با برگهای آکانتوس و مونوگرامها تراشیده شدهاند که هر کدام کمی متفاوت هستند و کار دهها سنگتراش هستند. برخی از ستونها از خود ساختمان قدیمیترند و از معابد رومی قدیمیتر بازیافت شدهاند. ژوستینین عجله داشت - او میخواست کلیسای جامعش در کمتر از شش سال تمام شود، یک مهلت غیرممکن که مستلزم برداشتن بناهای تاریخی در سراسر مدیترانه بود.
در نزدیکی درب امپراتوری، ورودی مرکزی که زمانی فقط برای امپراتور اختصاص داشت، مکث کنید. بالای آن، در یک ایوان کوچک، یک موزاییک، یک حاکم بیزانسی را نشان میدهد که در مقابل مسیح سجده میکند. محققان بر سر اینکه کدام امپراتور را به تصویر میکشد، بحث میکنند - چهره عمومی است، اما این حرکت جاودانه است. آنچه مهم است حالت بدن است: حتی قدرتمندترین مرد روی زمین نیز در اینجا زانو زده است.
این بنا از طاعون، زلزله، آتشسوزی، انقلاب و دو تحول مذهبی جان سالم به در برده است. این مکان محل تاجگذاری امپراتوران، نمازخانه سلاطین، موزه و اکنون دوباره مسجد بوده است. هر عصری بدون پاک کردن آنچه که پیش از آن بوده، اثر خود را بر جای گذاشته است. وقتی به بیرون و به سوی نور روز قدم میگذارید، منارهها و پشتبندها گنبد را از هر زاویهای قاب میگیرند، سایهنمایی که خط افق این شهر را برای مدت طولانیتری از وجود اکثر ملتها تعریف کرده است. سنگها همه چیز را به یاد دارند.
حدود 1 تا 2 ساعت در محل در نظر بگیرید. راهنمای صوتی رایگان Lokali (حدود 9 دقیقه) داستان را همانطور که میگردید روایت میکند.
بله. اپلیکیشن Lokali داستان ایاصوفیه را رایگان و به زبان خودتان روایت میکند — تاریخ، دیدنیها و نکتههای کاربردی، درست در همان محل.
صبح زود بروید تا نور لطیفتر و جمعیت کمتر باشد. پوشش محجوب بپوشید که شانهها و زانوها را بپوشاند و دستکم یک ساعت برای درک عظمت بنا وقت بگذارید.
مسیر رسیدن به ایاصوفیه را از موقعیت شما باز میکند.